ایرانیان فراتر از ایران: پاسخ همایون کاتوزیان به پرسش‌های اندیشه پویا درباره کتاب «ایرانیان»

آقای کاتوزیان به نظر می‌رسد کتاب «ایرانیان» چکیده ای هر چند به تلخیص از مجموعه کارهای تاریخی و ادبی شما در مورد ایران است. شما در پیش گفتار کتاب، نظریات خود در مورد تاریخ ایران از جمله:جامعه کوتاه مدت، تضاد دولت و ملت را که ذیل نظریه کلی شما استبداد ایرانی تعریف می‌شوند آورده و در جای جای کتاب نیز فاکت های تاریخی منطبق با این نظریات را ارایه کرده‌اید با این وجود به نظر می‌رسد مخاطب کتاب بیشتر خوانندگان عام در غرب هستند و نه ایران، به عنوان اولین سؤال می‌خواستیم بدانیم ایده نگارش این کتاب که در یک جلد به کل تاریخ ایران بپردازد چگونه شکل گرفت و نحوه نگارش چگونه به پیش رفت؟

من پیش از این درباره کل تاریخ ایران کتابی ننوشته بودم. درست است که این کتاب بر مبنای الگوها و تحلیل‌هایی که طی ده‌ها سال در آثار دیگرم ارائه کرده‌ام قرار دارد ولی تلخیص از آن‌ها نیست. بلکه کتابی منسجم در شرح و تحلیل تاریخ و جامعه ایران است. مهم‌ترین مخاطبان این کتاب دو گروه اند:ایرانیان درس خوانده و دانشگاهیان انگلیسی زبان. من همیشه به شکل یک امید ظاهراً تحقق نیافتنی آرزو داشتم چنین کتابی در وهله نخست برای ایران و ایرانیان بنویسم ولی با توجه به کارهای دیگر وقت و زحمت زیادی می‌برد. علاوه بر آن دست زدن به چنین کاری جرئت می‌خواست. به این دلیل وقتی انتشارات دانشگاه ییل قراردادی برای نگارش این کتاب به اینجانب پیشنهاد کرد در ابتدا تردید کردم ولی بالاخره اصرار آنان بر انکار من فائق آمد. نگارش کتاب چهار سال کار برد (من روزهای آخر هفته، یعنی شنبه و یکشنبه، هم در اتاقم در دانشگاه کار می‌کنم و تقریباً به هیچ سفر تعطیلاتی نمی‌روم).

در بخش‌های مختلف کتاب و در کنار شرح چگونگی ظهور و سقوط حاکمان در ایران به آثار مکتوب ادبی در دوره های مختلف نیز پرداخته‌اید از جمله روایاتی از تاریخ بیهقی در دوران غزنویان، اشعار رودکی در دوره سامانیان و یا سعدی در دوره ایلخانی. هدف از این اشارات چه بوده است؟ آیا از دل این روایات و اشارات به متون ادبی، شواهدی بر درستی چارچوب نظری که کتاب بر پایه آن‌ها پیش رفته به دست می‌آید و یا هدف دیگری داشته‌اید؟

این کتاب تنها در باره جنگ و صلح پادشاهان و امور اداری مملکت نیست و وجوه گوناگون دارد، از جمله این یک اثر تطبیقی است و تاریخ ایران را در موارد لازم با تاریخ اروپا قیاس می‌کند. گذشته از آن نه فقط درباره ایران بلکه درباره ایرانیان نیز هست. با همه بار فرهنگی که این جامعه تاریخی دارد. شما ملاحظه کرده‌اید که من اصلاً کتاب را با اساطیر و افسانه های شاهنامه آغاز کرده‌ام و در طول کتاب درباره ادیان و مذاهب و عرفان و شعر و ادب فارسی گفتگو کرده‌ام و از آن‌ها مثال زده‌ام. حتی تا اندازه ای که حدود کتاب مجال می‌داد معماری و نقاشی ایران را از نظر دور نداشته‌ام. تاریخ ایران بدون فردوسی و سعدی و بیهقی و حافظ و غیره دست کم ناتوان است. گذشته از این که-و این نکته خیلی مهم است-ادبیات فارسی منبع عظیم تاریخ ایران و روابط اجتماعی و تاریخی است. از آن جمله استبداد، ناامنی جان و مال، جامعه کوتاه مدت و جز آن.

بررسی چگونگی تاریخ ایران در نیمی از کتاب (دوره قاجار تا سقوط پهلوی) سال‌ها قبل توسط شما در کتاب اقتصاد سیاسی‌تان نیز صورت گرفته بود. شلاق نقد شما اما بر پروژه های مدرنیزاسیون در دوره پهلوی همچنان پابرجاست شما در بررسی سیاست‌های اصلاحی دوره پهلوی اول بجز مورد راه سازی بقیه موارد از جمله آموزش پرورش اصلاح نظام قضایی اداری احداث راه آهن و… را پرهزینه، بی فایده، موثر بر اقلیتی محدود و ۵ درصدی توصیف کرده‌اید. در حالی که تمامی این موارد از اهداف انقلاب مشروطه و دستور کار کابینه های متعدد پیش از سلطنت رضاشاه است. آیا رضاشاه و روشنفکران اطراف او بخشی از اهداف انقلاب مشروطه ولو حداقلی را محقق نساختند؟

از وقتی که من در سی و چهار سال قبل اقتصاد سیاسی ایران را نوشتم (و شاید شما ندانید که در آن زمان و سال‌ها بعد تاریخ نگاری دوران معاصر در چه حال بود) سی و چهار سال دیگر کار کرده‌ام و با این که طبعاً این دو روایت با هم ارتباط مستقیم دارند نمی‌توان شرح دوره جدید در کتاب ایرانیان را تکرار کتاب اقتصاد سیاسی دانست. اما درباره دوره رضاشاه و کارهای او من چیزی ننوشته‌ام که خلاف واقع باشد و اگر کسی جز این می‌اندیشد بهتر است دلایلش را ارائه کند. بزرگ‌ترین و اساسی‌ترین برنامه پنجاه ساله نهضت مشروطه امحاء استبداد و استقرار حکومت قانون بود که همه انقلابیون به آن سخت متعهد بودند. دیکتاتوری چند سال اول رضاخان/رضاشاه را می‌توان برای خاتمه دادن به هرج و مرجی که پس از انقلاب مشروطه و جنگ جهانی اول پدید آمد لازم شمرد ولی استبداد ناصرالدین شاهی مدرنی که پس از آن مستقر کرد همه دست آوردهای اساسی انقلاب مشروطه و قانون اساسی را از بین برد. شاید ندانید که تا همین یک دو دهه پیش عموم مردم رضاشاه را «جاسوس انگلیس» می‌دانستند حال آنکه بنده ۳۴ پیش جرئت کردم که این تهمت را که تقریباً همه باور داشتند رد کنم. پس از پیروزی انقلاب مشروطه با همه سختی‌ها و به رغم هرج و مرج مزمن، گام‌های آهسته و اندیشیده ای برای پیشرفت به سوی تجدد، ازجمله اصلاح عدلیه، اصلاح و گسترش ادارات، باز کردن مدارس جدید و غیره برداشته شد. همین مثال عدلیه را بزنیم. دادگستری زمان رضاشاه (صرف نظر از قوانینش که برخی فرنگی و بعضی سنتی بود) یک ساختار تمام عیار دادگستری فرنگی بود در جامعه ای که تنها ده تا پانزده درصد آن خواندن و نوشتن می‌دانستند و هشتاد تا هشتاد و پنج درصد مردمش رعایای کاملاً عاری از حقوق بودند. پس اینکه من نوشتم که فقط پنج درصد از مردم به آن دادگستری دسترسی داشتند غلط نبود، جز این که شاید حتی درصد پایین‌تری از این بود. من تمام اقدامات دوره رضاشاه را در مدرسه سازی با عدد و رقم ذکر کرده‌ام و آن را کاری مفید شمرده‌ام اما این واقعیت را نیز افزوده‌ام که رضاشاه برای مبارزه با بیسوادی بیش از هشتاد و پنج درصد مردم ایران اقدامی نکرد. اگر حکومت استبدادی نبود کسی نمی‌توانست یک شبه به زنان دستور بدهد که حتی اجازه نداشته باشند روسری سر کنند و آن زد و خورد میان زنان و پلیس رخ دهد که از قول مهدیقلی هدایت نقل کرده‌ام. یا آنچه با عشایر کردند و غیره و غیره، به نحوی که وقتی رضاشاه از ایران رفت (لابد جز خانواده‌اش) حتی یک دوست هم در ایران نداشت. این را مثلاً قیاس کنید با آثار و سرانجام آتاتورک که حتی امروز هم که حکومت ترکیه اسلامی است قهرمان ملی ترک‌ها به شمار می‌آید. باری شرح این مفصل است و اگر کسی کوچک‌ترین تردیدی در شرح و تحلیل علمی من از دوره رضاشاه دارد بهتر است به تفضیل آن در کتاب ایرانیان رجوع کند. یادم رفت بیفزایم که آن «روشنفکران اطراف» رضاشاه که به آنان اشاره کرده‌اید-از تیمورتاش گرفته تا نصرت الدوله تا داور تا فروغی… -همه به دست رضاشاه کشته، تبعید، زندانی و مغضوب و بی آبرو شدند و این یکی از سنت‌های تاریخی استبداد ایرانی است.



مطالب مرتبط

یأس جای اهداف خیالی را می‌گرفت: پاسخ همایون کاتوزیان به پرسش‌های مهرنامه درباره کتاب «ایرانیان»

محمدعلی همایون کاتوزیان استاد مطالعات شرقی دانشگاه آکسفورد، به سفارش انتشارات دانشگاه ییل کتابی با نام «ایرانیان» منتشر کرده كه در آن مرور و نگاهي تحليلي انتقادي به تاريخ تاریخ باستان، میانه [...]

برای ایران و ایرانیان: گفت‌و‌گوی روزنامه اعتماد با همایون کاتوزیان درباره کتاب «ایرانیان»

محسن آزموده: آن سرزميني كه امروز ايران خوانده مي‌شود و آن مردماني كه ايرانيان، پديده‌هايي نوظهور نيستند كه به يكباره پديد آمده باشند. در هر كنش و رفتار مردمان اين خاك مي‌توان رد پاي [...]

استبداد، جامعه کلنگی و کوتاه مدت‌ ایران

محمد قوام؛ بی‌بی‌سی محمدعلی همایون کاتوزیان یا آنچنان که در غرب مشهور است، هما کاتوزیان استاد نام آشنای ایرانی در بخش مطالعات شرقی دانشگاه آکسفورد، کتابی با نام «ایرانیان تاریخ باستان، [...]

سعدى، شاعر عشق و زندگى‏

سعدى، شاعر عشق و زندگى‏ دكتر محمد على همايون كاتوزيان‏ چاپ اول،  1385 در 358 صفحه - نشر مركز نقد: سيد عبدالله انوار در جوانى وقتى كه كتاب تاريخ ادبيات فرانسه به قلم گوستاو لانسون را مى‏خواندم و [...]


نام (ضروری):
پست الکترونیک (ضروری):
وب‌سایت:
نظر: