انقلاب علیه خودسری: دموکراسی‌خواهی در مشروطه ایرانی

در گفت و گو با همایون کاتوزیان

 منتشرشده در نشریه ایران فردا

محسن آزموده: خواست مشترک و اساسی مشروطه خواهان ایرانی به تعبیر همایون کاتوزیان همان «یک کلمه»ای بود که میرزا یوسف خان تبریزی یا مستشارالدوله بر آن تاکید می کرد: قانون. حکومت قانون در این معنا بدیل و جایگزینی برای چرخه فاسد استبداد-هرج و مرج-استبدا تلقی می شود و خواست دموکراسی تنها بر این بستر امکان پذیر می شود. به تعبیر دقیق تر در فقدان حکومت قانون حتی دموکراتیزاسیون چیزی جز هرج و مرج و آشوبی که خود مقدمه استبداد و سرکوبی دیگر است، فراهم نمی آورد. همایون کاتوزیان اقتصاددان، تاریخ‌نگار، کاوشگر علوم سیاسی، منتقد ادبی و استاد برجسته ایرانی دانشگاه آکسفورد از معدود پژوهشگرانی است که درباره تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران نظریه دارد و در آثار فراوانی چون تضاد دولت و ملت، اقتصاد سیاسی ایران و دولت و جامعه در ایران این نظریه را در کارگاه تاریخ به آزمایش گذاشته است. یکی از تخصص های ایشان بحث درباره تاریخ مشروطه ایران و زمینه ها و علل شکل گیری آن و پیامدها و نتایج آن است. به همین خاطر از ایشان خواستیم نگاهش را درباره نسبت مشروطه ایرانی با فرایند دموکراسی بیان کند که از نظر می گذرد:

***

 

–        به نظر شما تا چه حد می توان دموکراسی خواهی را ذیل خواست قانون به مثابه یکی از مطالبات اساسی جنبش یا نهضت مشروطه ایران تلقی کرد؟ 

مشروطه یک انقلاب ملت بر ضد دولت بود. در نتیجه گروه ها و طبقات اجتماعی گوناگونی را در بر می گرفت که اگرچه بعضی از آن ها هدف های گروهی، به ویژه تجدد، داشتند اما همه آنها به هیات اجتماع خواستار امحاء استبداد و استقرار حکومت قانون بودند. استبداد به معنای خودسری و خودکامگی است. در نتیجه حکومت استبدادی به هیچ قانونی خارج از اراده خودش منوط و مشروط نیست. یعنی با هیچ مانع و رادع قانونی روبرو نیست و به اراده خود می تواند هر کاری را که از دستش بر می آید انجام دهد. این نه با حکومت مطلقه(دسپوتیسم یاابسولوتیسم) اروپایی یکسان بود، نه با دیکتاتوری. این سیستم های اروپایی اگرچه غیردموکراتیک بودند ولی استبدادی نبودند یعنی قدرت در آنها به حدودی محدود بود. مثلا یک حکومت دسپوتیک یا دیکتاتوری نمی توانست صرفا به میل و اراده خود جان یکی یا مال دیگری را بگیرد.

روشنفکران و اندیشمندانی که پیشتاز جنبش مشروطه بودند با توجه به سیستم های اروپایی در قیاس با استبداد ایرانی اصلاح ایران را در استقرار حکومت قانون یافتند به نحوی که در اوایل حتی حکومت های مطلقه روسیه و اتریش را به عنوان الگو مطرح کردند. و همین ها بودند که روزنامه قانون منتشر کردند و کتابی با عنوان «یک کلمه»(یعنی قانون) نوشتند. در نتیجه چنانکه اشاره شد آنچه همه مشروطه خواهان را به هم پیوند داد امحاء استبداد و استقرار حکومت قانون بود، اما از وقتی که قانون اساسی مشروطه نوشته شد، علاوه بر حکومت قانون که لازم نیست حتما دموکراتیک باشد، شیوه های دموکراتیک نیز مطرح شد.

–         با توجه به آن چه بعدها تحت عنوان موج ها و اشکال دموکراسیزاسیون شناخته شد، این دموکراسی خواهی مشروطه ایرانی چه ویژگی هایی داشت؟ آیا از بالا بود(یعنی اصلاح ساختارها و نهادها را مد نظر داشت) یا از پایین(یعنی بر اصلاح جامعه و ارتقای فرهنگی استوار بود)؟ 

چنانکه دیدیم حکومت قانون یا مشروطه هدف عموم انقلابیان بود، اما نخبگان و پیشتازان اصول دموکراسی را، که به آن «حکومت ملی»-یعنی حکومت مبتنی بر اراده ملت- می گفتند، نیز مطرح کردند. به این معنی می توان گفت که دموکراسی خواهی هدف نخبگان متجدد جامعه بود ولی به خاطر داشته باشید که باز هم همه مشروطه خواهان قانون اساسی را پذیرفتند و پشتیبان مجلس بودند.

–         چه موانع اساسی در مسیر این تجددخواهی و دموکراسی طلبی وجود داشت؟ 

مانع اول استبداد دولت بود و مانع دوم لجام گسیختگی ملت. این در عادت تاریخی بود که وقتی یک دولت(طبعا استبدادی) سقوط می کرد- حتی غالبا هنگامی که شاه می مرد- مملکت دچار هرج و مرج می شد.

–         چرا این دموکراسی خواهی که در آغاز در تاسیس پارلمان و تدوین قانون اساسی و مشروط کردن قدرت سیاسی شاه و دربار استوار نمود می یافت، جست؟

آنچه شما تاسیس پارلمان و غیره می نامید ظاهری بیش نبود. واقعیت این است که از همان اوائل سقوط حکومت محمد علی شاه مملکت به سوی هرج و مرج فزاینده ای- ابتدا در مرکز و سپس در ولایات- سوق داده شد. آنچه در دوازده سال بین ۱۲۸۷ و ۱۲۹۹ حاکم بود دموکراسی نبود بلکه آشوب و هرج و مرج بود. کابینه هایی که هر چند ماه یک بار می آمدند و می رفتند آلت دست مجلس بودند، نمایندگان مجلس بین خودشان اختلاف و دشمنی داشتند، روزنامه ها و شاعران به عرض و ناموس شاه و وزیر و وکیل و یکدیگر فحش می دادند، به نحوی که لفظ مشروطه مترادف با آشوب شد و هر جا که آشوبی بر پا می شد مردم می گفتند که در فلانجا «مشروطه شد».  ناصرالدین شاه را شاه شهید خواندند و گفتند «ملک ایران چوب استبداد می خواهد هنوز».

نزدیک بود مملکت چند پاره شود و «یک دولت مقتدر مرکزی» عین آن چیزی بود که به آن نیاز داشت. این در مورد چند سال اول حکومت رضاخان-رضاشاه صدق می کند ولی او پس از آن به کلی مشروطه را برانداخت و استبداد را –با ظاهر مدرن- تجدید حیات کرد. مخبرالسلطنه(مهدیقلی هدایت) می نویسد که یک بار که رضاشاه در جلسه هیات دولت حضور داشت گفت: «هر کشوری رژیم خود را دارد. رژیم ایران رژیم یک نفره است».

–        در پایان این که آیا به نظر شما مسیر دموکراسی خواهی که با مشروطه ایرانی آغاز شد، با حوادث پس از آن از بین رفت و یا در تاریخ یک صد و ده ساله ی پس از آن تداوم یافت؟ لطفا دیدگاه خود را در این زمینه توضیح دهید.

پس از آنکه رضاشاه دموکراسی و مشروطه را بر انداخت سکوت مطلق بر قرار شد و ترس از دولت جامعه را فراگرفت ولی-طبق عادت تاریخی- به محض این که حکومت استبدادی اش سقوط کرد لجام گسیختگی رواج یافت. در زمان مصدق هم اگرچه سران نهضت ملی هواخواه دموکراسی بودند ولی لجام گسیختگی ادامه یافت چنانکه نیروهای راست و چپ دولت در روز روشن دست اندر کار آشوب و برانداختن دولت بودند. کودتای ۲۸ مرداد یک حکومت دیکتاتوری(اما نه استبدادی) پدید آورد که ده سال پس از آن با انقلاب سفید و قیام ۱۵ خرداد تبدیل به یک رژیم استبدادی شد. در جریان انقلاب بهمن دموکراسی خواهی از هدف های عمده جنبش نبود بلکه دیکتاتوری پرولتاریا، خلق ها، حکومت اسلامی و غیره هدف های اصلی بودند. در واقع از حدود بیست سال پیش است که دموکراسی و دموکراسی خواهی مد و محترم شده است.



مطالب مرتبط

عنایت پژوهنده‌ای جامع و سخت عمیق بود

پاسخ‌هاي همایون کاتوزیان به پرسش‌هاي مکتوب شرق درباره زندگی و آثار حمید عنایت عنایت پژوهنده‌ای جامع و سخت عمیق بود گروه اندیشه: همایون کاتوزیان از دوستان بسیار نزدیک حمید عنایت در زمان [...]

درباره انقلاب مشروطه

پاسخ همایون کاتوزیان به نظرخواهی «اندیشۀ پویا»   1- آیا ترور امین‌السلطان از سوی انجمن‌های مخفی تاکتیک درستی بود؟  (توضیح سوال: برخی معتقدند که امین‌السلطان، در چهار ماه صدارتش مشغول [...]

تا انقلاب مشروطه نه سیاست داشتیم نه سیاستمدار

نگاه ايرانيان به سياست و سياست ورزي در گفت و گوی روزنامه اعتماد با همایون کاتوزیان  منتشر شده در روزنامه اعتماد، چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394، ش 3243 ---------------------------------------------------------- استبداد دولت و [...]

در نسبت فرسودگی و نوسازی و فرسوده‌سازی

مجله نمایه تهران شماره ٨   گفت‌وگوی مکتوب باهمایون کاتوزیان در نسبت فرسودگی و نوسازی و فرسوده‌سازی تئوری «جامعه کوتاه‌مدت» همایون کاتوزیان یکی از مهم‌ترین نظریه‌های جامعه‌شناسی [...]


نام (ضروری):
پست الکترونیک (ضروری):
وب‌سایت:
نظر: